بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

2

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

براى جمعى است كه ميدانسته باشند كلام فصيح بليغ را و تميز توانسته باشند كرد ميان مراتب فصاحت و بلاغت تا آنكه اقرار كنند بمعجزه بودن قرآن بَشِيراً وَ نَذِيراً و اين قرآن اين صفت دارد كه مژده دهندهء مؤمنين و بيم كنندهء ظالمين است فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ پس با وجود اين صفات جليلهء جميله اعراض كردند از قبول نمودن آن بيشترين مردمان فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ پس ايشان نميشنوند آيات آن را و تأمل در آن نمى كنند وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ و گفتند مر پيغمبر خود را كه دلهاى ما در پرده‌هاست مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ از فهم آن چيزى كه ميخوانى تو ما را بسوى آن وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ و در گوشهاى ما ثقل و گرانيست كه مانع از استماع آنست وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ و ميان ما و ميان تو پردهء مخالفت است فَاعْمَلْ پس عمل كن تو بر دين خود و بر ابطال كيش ما إِنَّنا عامِلُونَ بدرستى كه ما عمل كنندگانيم بر كيش خود و بر ابطال مذهب تو . [ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 6 تا 8 ] قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ( 6 ) الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ( 7 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 8 ) قُلْ بگو اى محمد إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ نيستم من مگر آدميى مانند شما نه از جملهء ملائكه‌ام و نه از جنيان يُوحى إِلَيَّ وحى كرده مىشود بسوى من و مضمون وحى اينست كه أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ نيست معبود شما مگر معبود يكتا و يگانه . قبل ازين گذشت كه انما بفتح همزه مانند انّما بكسر همزه از أدات حصرست بمعنى ما و الا فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ پس استقامت نمائيد در افعال خود حالكونى كه متوجه باشيد بسوى او و بسوى طاعت و عبادت او وَ اسْتَغْفِرُوهُ و آمرزش طلب كنيد بدرگاه خداى تعالى از عقايد باطله و اعمال زايغه وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ و چاه ويل و عذاب است مر